مصیر

  • خانه 

ناب ترین حلقه ی محاصره

21 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​در کمال حیرت متوجه شدیم تنها دو نفر راه عراقی ها را آن همه مدت سدّ کرده بودند! داخل حوض خالی میدان شهید مطهری سنگر گرفته بودند. خون خونمان را می خورد. باید برایشان کاری می کردیم. فضای ترس و استرس حاکم بود. هیچ کاری هم نمی شد برایشان کرد. هر لحظه که می… بیشتر »
 1 نظر

اتفاق های کوچک، درس های بزرگ

20 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​دو سه هفته ای از زندگی مشترکمان گذشته بود و من دوست داشتم که خانواده ی همسرم را برای ناهار دعوت کنم. مهمان ها حاضر شدند، سفره پهن شد و از قیمه ی من که هشتاد درصدش آبِ قرمز بود و بقیه اش گوشت و لپه رو نمایی شد. بنده خدا مهمان ها کلّی ملاقه را در خورشت… بیشتر »
 نظر دهید »

دل پاک بدون عمل نمی شود

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
به واسطه ی کلاس های مؤسسه خیلی با هم عیاق شده بودیم. لیلا از هرجهت دختر خوبی بود ولی خیلی مقید به حجاب نبود. یک روز زمان استراحت بین دو کلاس، رو به من کرد و گفت: « به نظرم مهم اینه که دل پاک باشه، ظاهر آدما خیلی مهم نیست» همزمان با صحبت ما، صدای قرآنِ… بیشتر »
 نظر دهید »

همه ی ما بدهکاریم

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
یک هفته ای می شد به خانه ی جدیدمان اثاث برده بودیم. صدای در که آمد سریع چادر سر کردم و در را باز کردم. خانم حیدری بود، همسایه ی واحدِ روبه رو. در اولین برخورد چقدر باوقار و متین به نظر می رسید. بعد از خوش آمد گویی اولین کلامش عذرخواهی بود. به حق هم بود… بیشتر »
 نظر دهید »

رسالت حجاب

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
همه چیز بعد از خریدن یک گوشی هوشمند شروع شد. مادرش دوست داشت همه جا حتی در دنیای مجازی، مثل یک دوست کنار دخترش باشد و این رفاقت را در طول زندگی به او ثابت کرده بود. آن روز صبح وقتی سحر از خواب بیدار شد، طبق معمول ناشتایی اش را با مرور کامنت های زیر پست… بیشتر »
 نظر دهید »

تلنگر

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
برای بیرون رفتن از منزل مهیا شد.  همه چیز حاضر بود‌. چادرش گفت: در برخورد با نامحرم غرور زنانه ات را فراموش نکن. حیا را هم زیر چارقدت بگذار، مبادا در رفتار و گفتار و حرکاتت کرشمه بیای و عشوه گری کنی! من بدون غرور و حیا معذورم از همراهیِ تو. … بیشتر »
 نظر دهید »

دفاع همچنان باقیست...

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
معصومه، یکی از دوستان قدیمی ام امروز مهمانم بود. از شب نشینی منزل دایی اش می گفت که تازه از سفر شیراز برگشته بودند. دایی آنقدر با آب و تاب و هیجان از پاسارگاد و تخت جمشید تعریف می کرد که نگو و نپرس. چقدر به کوروش و منشورش می بالید و به ایرانی بودنش… بیشتر »
 نظر دهید »

شیعه مظلوم تر از قبل شده، زود بیا

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
نمی دانم چرا جمعه نوشت هایم همیشه لکنت دارند، کلمات بهانه می گیرند و قلم همراهی ام نمی کند. پاییز هم چه ساکت و بی صدا هوای کوچ دارد، نه خیس شدن زیر بارانی، نه بوی نم خاکی، نه هوای تازه ای… انگار همه چیز درجا می زند. همه دور خود می پیچیم و برای هیچ… بیشتر »
 نظر دهید »

وقتی ارزش ها تغییر کرد...

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
ساعت دو ظهر بود، آفتاب از پنجره ی آشپزخانه روی گلدان ها می تابید و فضا را دلنشین کرده بود. طبق معمول هر چهار نفرمان دور میز نشستیم و دورهمیِ مان شروع شد. یادم می آید اولین دورهمی آنقدر برای دخترم جذاب بود که تا به امروز، هر بار به اصرار خودش آن را… بیشتر »
 نظر دهید »

مردی سر تا پا بصیرت

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
حتما باید زمان را متوقف کرد، ایستاد و کوله بار سفر را پر کرد از عبرت ها، بعد هم یا راه را تغییر داد یا جور دیگر تصمیم گرفت. 1400 سال پیش مردمِ خسته از ظلم های بنی اُمیّه حکومت فاسدتری را حمایت کردند و بنی عباس را سر کار آوردند. آری فریب خوردند چون بنی… بیشتر »
 نظر دهید »

شکسته هایِ قیمتی

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
تاریخ به وقتِ ۱۰ اسفند سال ۱۳۹۲ اتوبان قزوین_رشت، جاده ی رستم آباد، ساعت۱۰  شب، سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت، همه چیز در چند ثانیه اتفاق افتاد… انحراف به چپ، برخورد با گاردریل بتونی وسط اتوبان…. بعد هم بیمارستان. دست راستم شکسته بود، چند پرستار دورم… بیشتر »
 نظر دهید »

مبارزه با خشونت از حرف تا عمل

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️کدام مصرع این شعرِ سراسر ظلمت و تاریکی را، کدام بندِ این قصّه ی سراسر غصّه را برایت روایت کنم، که بند بندِ وجودت زیر بار این غم، خم نشود؟ قصه نه، غصه از آن جایی شروع شد که تورا زن نه، بلکه سراسر تن دیدند! قدم به قدم با من پیش بیا، اینجا بروکسل… بیشتر »
 نظر دهید »

تجمل گرایی آفت زندگی مدرن

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️بعضی لحظات در زندگی تلنگرند و شاید همان نسیم های رحمتی که نباید از آن ها غافل شد. روز عجیبی بود رنگ سرخ قالی که چه عرض کنم پرده و مبل و لیوان هایش هم دیگر برایش رنگ و رویی نداشتند.دوست داشت به اصطلاح بروز باشد و مدل زندگیش را تغییر دهد اما به… بیشتر »
 نظر دهید »

حقیقت شیرین اما دیده نشده

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️پای درد دل های دینارا که نشستم سر از حقیقت سر به مُهری برایم باز کرد. حق هم داشت کدام انسان عاقل با این همه تحقیر و توهین و رذالت باز هم می توانست دم از مسیحیت و یهودیتی بزند که مطابق هوای نفس برخی ها در طول تاریخ تحریف شده اند!  لابه لای… بیشتر »
 نظر دهید »

تحریم انسانیت

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️خدای من چه خبره اینجا! خانم احمدی! خانم احمدی! اون دارویی که گفتم کجاست؟ سریعتر این بچه داره جون میده… خانم احمدی: آقای دکتر این دارو تو لیست تحریماست.نداریمش. ال سی دی کوچک گوشه ی سالن روشن است.خبرنگار می گوید: امروز وزیر امور خارجه امریکا برای… بیشتر »
 نظر دهید »

قضاوت ممنوع

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️سکانس اول: بعد از مدت ها دوری و بی خبری وقتی عکس های پروفایلش را دیدم تنها مرهم قلبم اشکهایم شدند. به راستی همان بود که شبی را تا دقایق نزدیک طلوع، زیر قطرات باران حرم مستم کرد با کلامش؟ با آن حرف های ناب! آن حال قشنگ و ظاهر موجّه! سکانس دوم:… بیشتر »
 نظر دهید »

قبرهای خالی منتظرند!

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
​▪️▪️▪️هر بار چقدر ذهنم را درگیر می کند این سکوت پر از فریاد و مبهم قبرستان  چقدر برایم تذکر است. آرامم می کند. انگار آب سردی است بر آتش گُرگرفته ی لذات دنیا که دلم را بدجور به زنجیر کشیده… سرگردان قدم می زنم. ندای قلبم بیدار می شود و آهسته در گوشم… بیشتر »
 نظر دهید »

لذت چای دارچین!

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
▪️▪️▪️چقدر با بهت به کوچه پس کوچه های شهرش خیره شده! انگار نه انگار که فقط 15 سال است ایران را ترک کرده! آنقدر بابت ظاهر برخی،  چانه اش را به یقه اش چسبانده که نگو  و نپرس! استاد فیزیک یکی از بهترین دانشگاه های استرالیاست و آمریکا در پی بورسیه… بیشتر »
 نظر دهید »

آب در کوزه و ما گِرد جهان می گردیم...

08 بهمن 1396 توسط ربیع الانام {بهار انسان ها}
از دو سالگی اش تا به حال کمتر شبی را بدون قصه هایم خوابیده. با انگشتانم موهای ظریفش را نوازش می کنم و در سیلِ افکار شبانه ام، روحم را به یاد کلام ناب بانوی عالمین زنده می کنم؛ «هیچ زنی نیست که موهای فرزندان خود را شانه بزند، مگر اینکه خداوند برای هر… بیشتر »
 نظر دهید »
بهمن 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        

مصیر

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس